نگاهی به ایده های نو در تربیت و یادگیری دانش آموزان و آموزش


تاریخ ثبت : ۰۵-۰۹-۹۴    موضوع : اخبار    امتیاز: 0 از 5  ( مجموع آرا : 0)
بازدید : ۸۶۴

همان طور كه مكانهایی مثل مدرسه، دانشگاه و... عیاری از واقعیت اند. حال اگر این معیارها كمی عوض شود، چه خواهدشد؟ برای مثال سرعت معیار است و با اندازه های واقعی مانندكیلومتر در ساعت، صوت ، نور و یا... سنجیده می شود. چنانچه یك وسیله با سرعتی خارج از این اندازه ها حركت كند چه می شود؟


دیوار صوتی می شكند، نور شكسته می شود ویا... اگر این اتفاق بیفتدبه معنی این است كه وارد دنیایی دیگر شده ایم. فیلم «تماس» كه دو بار از شبكه یك سیما پخش شد به خوبی این مطلب را بازگو می كند. البته این دنیای جدید مجازی نیست. ولی چون به درستی آن را درك نمی كنیم ،آن را در مقابل واقعیت قرار داده و مجازی می نامیم. (درحقیقت از ابتدا وجود داشته ، گونه های دیگری باید باشد كه هنوز كشف نشده است). اكنون چه طور می توانیم وارد دنیا یا دنیاهای دیگر شویم؟ به طور قطع به وسیله ای نیاز داریم. وسیله ای كه قادر باشد اندازه های معمولی زمانی را در نوردد. سالها پیش گراهام بل متوجه شد با استفاده از ابزار می تواند صدا را تا دورترین نقاط دنیا بفرستد و امروز رایانه توانایی ارتباط صدا و تصویر را با هم دارد. هم اكنون هر كسی با اتصال به شبكه اینترنت به هر كجا كه بخواهد سرك می كشد. نفوذ امواج الكترونیكی از میان دیوارها وفارغ از هر زمان معین به دورترین روستاها، شاهد این مدعاست. می توانیم هزاران كیلومتر را در چند ثانیه بپیماییم و همزمان با شرق و غرب عالم درارتباط باشیم. درك این موضوع را دانشمندان «سواد رایانه ای» می گویند. در كشاكش دویست سال اخیر جهان، تلاشهای همه جانبه ای برای تسخیر منابع انسانی انجام شده است. این تلاشها پی در پی به بار نشسته و به جایی رسیده ایم كه هر لحظه حس می كنیم با موضوع تازه ای مواجه ایم. بنابراین باید فرزند زمان باشیم. این فرزند در یك «جامعه اطلاعاتی» كسی است كه زمان را درك می كند، در جا نمی زند، دوباره كاری نمی كند وهمیشه گرایشی تازه دارد. به تازگی یكی از روزنامه ها از قول رئیس دانشگاه تهران نوشت: «اگر بخواهیم در دهكده جهانی جای پایی داشته باشیم، باید به دانش و تخصص بها بدهیم وگرنه زاغه نشین خواهیم بود». امروزه درحوزه مدیریت زمان«وقت»سرمایه تلقی می شود و به مصداق ضرب المثل ایرانی «طلاست». درجامعه نوین كسی موفق تر است كه از این عنصر گرانبها بهتر استفاده كند. در واقع شتاب آن قدر زیاداست كه تجربه «اثبات شده ها» بیهوده است. اصولاً روش آزمون و خطا در مواردی به كار می رود كه پای كشف ناشناخته ای در میان باشد. آزمایش شناخته شده ها عبث می نماید، مگر كشف تازه ای مورد نظر باشد. به طور قطع معلومات آدمی در مقابل مجهولاتش بسیار كم است و دهكده جهانی جایی نیست كه انسان دوباره كاری كند. از جمله مبانی جامعه اطلاعاتی «آموزش» است؛ منتهی سبك و سیاق آن با شكل قدیمی اش فرق دارد. فرانسیس بیكن فیلسوف شهیر انگلیسی می گوید: «ما بر روی شانه های گذشتگان خویش ایستاده ایم» (۲) و این همان فلسفه آموزش و پرورش است. یعنی انتقال میراث فكری پیشینیان به آیندگان و بی شك كسب مهارتهای فردی و اجتماعی بدون نظام آموزشی منسجم میسر نیست. نظام آموزشی كه «مخاطبان» گسترده دارد. در حقیقت رابطه ای دو طرفه كه یك سمت آن معلم وسمت دیگرش یادگیرنده است. «كنش های متقابل نمادین» (۳) ایجاد شده ، مجموعه ای را می سازدكه ناآگاهی از ساختار و فرهنگ دو جانبه آن عدم كارایی لازم در مسیر رشد و تكامل توانایی های فكری را به دنبال خواهد داشت. از نظر دانشمندان علم ارتباطات ، زمانی می توانیم بگوییم ارتباط برقرار شده كه شاهد برجای ماندن اثری باشیم. این اثر رادر «بازخورد» یا پس فرست »Feed Back« باید ببینیم. برای روشن شدن مطلب ناگزیر از بیان حداقل یك مدل ارتباطی هستیم. (۴) پذیرفته ترین نظریه یا مدل ، مربوط به دانشمند آمریكایی هارولدلاسول (Laswel) دربیش از نیم قرن پیش است:
۱- چه كسی می گوید؟(فرستنده)
۲- به چه كسی می گوید؟ (گیرنده)
۳ - چگونه می گوید؟ (وسیله)
۴ - چه چیز را می گوید؟(پیام)
۵ - تأثیر این گفتن چیست؟(بازخورد) (۵)
اكنون برای تطابق ارتباط آموزشی با مدل لاسول یك به یك جایگزین می كنیم:
الف - سازمان آموزشی (فرستنده)
ب - یادگیرندگان اعم از محصل ، دانشجو و...(گیرنده)
ج - ابزارهای تعلیمی از قبیل امكانات مادی و معنوی مانند ساختمان ، معلم ، وسایل كمك آموزشی و...(وسیله)
د - محتوای درس(پیام)
ه- - میزان معارف انتقال داده شده و تبلور آن در عرصه كار واجتماع (بازخورد)
سازمان آموزشی
تا اوایل قرن بیستم، مدرسه و دانشگاه سرچشمه اصلی دانش و معلم یگانه ناشر آن محسوب می شد. (۶) رفته رفته پس از پایان جنگ جهانی دوم سازمان آموزشی دستخوش تغییر شد. به عبارتی با ورود وسایل جدید الكترونیكی و نظرات مدرن دانشمندان، نگاه ها عوض شده، شیوه های دیگری جایگزین گردید. پیش از جنگ،مدرسه و دانشگاه تنها مكانهایی بودند كه آگاهی و دانش را منتقل می كردند، اما بعد از آن این انحصار در هم شكسته شد. رادیو و تلویزیون و بعدها رایانه به عنوان آموزشكده هایی سیار مطرح شدند. تصور ما از محیط آموزشی تصور زمانی ومكانی است. ساختمانی با كلاسهای متعدد كه باید استاد و شاگرد در یك زمان معین در آن حضور یابند. اما رادیو و تلویزیون آموزشی و سپس محیط های مجازی آموزشی از طریق رایانه این محدودیت ها را از بین برد. در حال حاضر كشور ما نیز كه در زمره كشورهای در حال توسعه است با تأسیس دانشگاه مجازی از طریق دانشگاههای علم و صنعت و شیراز جای پای خود را در جامعه اطلاعاتی بین المللی محكم می كند. بنابر تعاریف سنتی ، كار ویژه آموزشكده ایجاد محیطی آرام برای تولید فكر وانسجام اندیشه است اما از نظر مارشال مك لوهان «دانشگاه دهكده جهانی جایی است كه دانشجویان در آن آزادانه رشد و تكامل می یابند.»(۷) به عبارتی اگر به جای فضای محصور با كلاسهای متعدد یك « مغز الكترونیكی » بگذاریم، به سادگی زمان و مكان را به فراموشی سپرده ایم. او می گوید:« در این جامعه تولید وعرضه محصولاتی بسته بندی شده وجود ندارد و اصالت وتنوع جایگزین خواهد شد». علت بحران های دانشگاهی را هم ناشی از عدم انطباق نظام آموزشی با شرایط ارتباط الكترونیكی دانسته، توصیه می كند كه این نظام هرچه سریع تر عوض شود. (۸)
متعلم یا یادگیرنده
در طی تاریخ ، «انسان» موضوع اصلی است. در بحث ما فرد به عنوان یادگیرنده و یا «مخاطب هدف» مطرح می شود. او كسی است كه در فراگرد ارتباط سنتی ، رنج حضور در كلاس را با هدف فراگیری دانشی معین، تحمل می كند. او بر حسب توانایی های خود و وقتی كه برای كسب معلومات می گذارد، آموزش می بیند. باید با استاد رودر رو شود، تمرین كند(كنش متقابل) و بعد از یك دوره درسی ،امتحان دهد. (بازخورد) لیكن در فراگرد نوین می تواند این گونه آموزش ببیند:
۱- چند رسانه ای «مولتی مدیا» در این نوع ، یادگیرنده سر كلاس حاضر می شود، اما به جای استاد با دستگاهی الكترونیكی مثل تلویزیون رو به رو می شود كه با ملحقاتش بخوبی از عهده تدریس بر می آید.
مزایای این نوع آموزش چنین است:
الف - یادگیرنده حالتی فعال دارد، مثلاً اینكه در مقابل رایانه تمام حواس باید جمع باشد، زیرا اونیاز به دست كاری هایی دارد و كمترین توجه را می طلبد. (منظور این است كه اگر محصل توجه نداشته باشد، یادیگری اش افسار گسیخته می شود و به عبارتی زحمت خود را زیاد می كند).
ب - در طول تمرین هر اقدام اشتباه شاگرد، فوراً یادآوری و اصلاح می شود و او درباره خطاهایش نمی تواند مجادله كند.
ج - یادگیرنده می داند اگر اشتباه كند، موردسرزنش و تحقیر قرار نمی گیرد. بنابراین راحت تر در كلاس می نشیند.
د - نحوه آموزش از لحاظ شكلی برایش از كلاسهای سنتی جذاب تر است. (۹)
و باید به این چهار مورد اضافه كرد كه محصل می تواند همزمان به اطلاعاتی از طریق كتابخانه (كتابهای الكترونیكی ) برای یادگیری بهتر، دسترسی داشته باشد.
۲- آموزش از راه دور
در كشور، این نوع آموزش از طریق مكاتبه انجام می شود. دراین زمینه «پست» نقش اساسی را به عنوان وسیله ارتباطی ایفا می كند. مشقات آن را چه از نظر زمانی و چه مكانی همه می دانیم(دانشگاه پیام نور مهمترین مركز درسی غیرحضوری است). اما باایجاد یك «سایت آموزشی» جایگزین فضای حقیقی ، می توان از هر نقطه با مدرس و مشاور مجازی ارتباط برقرار كرد. روشی گشوده (OPEN) كه البته در ابتدای راه است. یك ارتباط حسی قوی كه نقش بینایی در آن مهم تر است. در این مدل شكل و محتوا گسترده است:
الف - از بین رفتن زمان و مكان آموزش
ب - افزایش تعداد محصلان
ج - كاهش بسیار هزینه ها
د - كاهش تعداد استادان
ه- وارد شدن آموزش مداوم درعرصه كار وزندگی
و- دسترسی آسان از هر نقطه به سازمان (۱۰)
با این روش حتی می توان مدرك تحصیلی را از طریق پرینتر هر دستگاه صادركرد.
ابزارهای آموزشی
در زمان حاضر اگر معلمی بخواهد میزان مهارت و تجربه خود را برساند، می گوید :«گرد گچ و خاك تخته را خیلی خورده است». افراد در بزرگسالی چه خاطره ها كه از مدرسه و معلم و غیره تعریف نمی كنند.
به نظر می رسد به مرور همه اینها رنگ ببازد، زیرا در جامعه آموزشی اطلاعاتی ، استاد و شاگرد هیچ گاه همدیگر را نمی بینند و گچ و تخته هم وجود ندارد. معلم «رایانه» ، درس «خدمات مصرفی اطلاعاتی» كتاب «CD و دیجیتالی » ، تخته سیاه و وایت برد «صفحه مونیتور» و محتوا هم «برنامه های آموزشی» است. در یك شبكه مكانیزه، توازن میان معلم و متعلم برقرار می شود. یعنی اگر عمیق نگاه كنیم، معلم و متعلم یكی خواهند شد. دنیس مك كوایل دركتاب مخاطب شناسی خود می گوید: « در این فضای مجازی دیگر كسی مجبور به پذیرفتن یك بسته درسی و در زمانی مشترك با دیگران نخواهد بود». (۱۱)
محتوای درسی
در تعریف علم بعضی گفته اند: «مجموعه دانستنی های اثبات شده را علم می گویند».(۱۲) برای فراهم آوردن محتوا، ناگزیر از شناخت «مخاطب» هستیم. باید بدانیم چه مفاهیمی را می خواهیم انتقال دهیم؟ دانستنی های اثبات شده طبقه بندی شده اند، این مطلب بسیار مهم است. از طرفی درفضای آموزشی مفهومی و دیجیتال، لازم است محتوا جذاب باشد. اگر محتوا درس است، دسته بندی شده و به صورت فایلهای متفاوت در خط شبكه قرار گیرد تا گیرنده براحتی آنچه را می خواهد، بیابد.
میزان تأثیر یا بازخورد
تجلی دانسته ها در عرصه های مختلف اجتماعی (مهارت عملی ) را «بازخورد آموزش اطلاعاتی» بیان می كنیم. در جامعه معمولی چه كسی را «خبره» می نامیم؟ بدون شك هر كس بهتر بتواند آموخته های خود را به كار گیرد،خبره است. «مهارت و تخصص» بازتاب معلومات نظری شخص است. حال با وجودشاهراه های اطلاعاتی به نظر می رسد مطالب بسیار مناسب تر در ذهن مخاطب یا یادگیرنده بنشینند.
او همزمان می تواند موقع فراگیری درس به كتابخانه مفهومی نیز وصل شود. CD های كمك آموزشی هم یاری رسان اند، در حالی كه در كلاس درس حقیقی شاگرد باید توجه خود را فقط به یك استاد معطوف كند.تفاوت از زمین تا آسمان است. باید اذعان كنیم كه شاگردان «درسخوان» امروزی كه از ابزارهای آموزش الكترونیكی استفاده می كنند، روشنفكرتر از شاگردان سنتی دیروز هستند. البته بدیهی است كه «یادگیرنده تنبل» هر وسیله ای هم در اختیارش باشد و با هر استادی نیز درس بگذراند، هیچ گاه در جامعه مطرح نخواهد بود.ملاك میزان اثر بخشی درسی او بازخورد یادگیری اش است. بی شك كسی كه ایده های نو در امور محوله ندارد، شاگرد خوبی نبوده است





   پرینت مطلب





ثبت نظر